ای ماه خوب خدا، رمضان!


صدای پای تو در پیچ کوچه ها پیچید و هزار پنجره نجیب زمینی، از عطر آسمانی ات سرشار شدند. نبض زندگی، تندتر تپید و ثانیه های زمان آسیمه سر به احترام آمدنت یک دقیقه سکوت کردند. تو آمدی و عطر قرنفل های وحشی «عبودیت» را با رایحه شب بوهای سحری آشتی دادی و کبوتران احساس مأذنه ها را در صمیمیتی ابدی به پرواز واداشتی.

علی رضا کیهان پور                                                                                                                               

صدای پای تو در پیچ کوچه ها پیچید و هزار پنجره نجیب زمینی، از عطر آسمانی ات سرشار شدند. نبض زندگی، تندتر تپید و ثانیه های زمان آسیمه سر به احترام آمدنت یک دقیقه سکوت کردند.

تو آمدی و عطر قرنفل های وحشی «عبودیت» را با رایحه شب بوهای سحری آشتی دادی و کبوتران احساس مأذنه ها را در صمیمیتی ابدی به پرواز واداشتی.

چه قدر بی تو زندگی سرد است و خون گرم حیات در کالبد خسته زمانه، جاری نیست!

چه قدر بی حضور تو، آسمان آبی دل های ما میل به تیرگی دارد و زنگار آینه هامان، دست نخورده باقی می ماند!

اگر تو همه ساله نیایی، در پرده های هزار توی غبار و غفلتی سترگ، برای همیشه از یاد ابدیت خواهیم رفت و خزه های فراموشی، ردپای حیاتمان را از نگاه آسمان، محو خواهد کرد.

ای مسیح دل های مرده، و ای مژده بخش دیده های افسرده! بر این سنگ شدن های دیرگاهمان رحم کن. دل ها و دیدگانمان در معرض هجوم طوفان های بنیان کن حرص و حسد و جهل و غرور است. آه، کجاست آرامش سپید پس از طوفان؟!

بیا، پس بیا از کوچه کوچه حیاتمان بگذر و نگاه عاشقانه ات را چونان بارانی اساطیری بر عمر بی برمان بباران! ما را به اصل «عاشقانه زیستن» بازگردان و دستان مهربان فرشتگان لاهوتی را در دستان خالی از صفایمان، بنشان!

بیا و ما را به کوهپایه های ملکوت بران! ببین چگونه سیلاب گناه، سیل بند تقوایمان را در هم شکسته است!

آه، که چقدر در کار خود فرومانده ایم و از گشودن گره های کوچک دیگران نیز، عاجزیم!

روز مرگی چنان در بند خویشمان کرده است که آغاز و انجام خود را از یاد برده ایم و سیاره سرگردان وجودمان، جز در مدار بهتی عظیم نمی گردد!

بیا و ما را از این گرداب بلعنده سرگیجه و التهاب به در آور و نشانمان ده که در آن سوی این کائنات، چشمی مهربان، نگران لحظه لحظه زندگی ماست و این بوی خوشی که گاه گاه در مشام جان خسته ما می نشیند و اندوه شیرین آسمانی شدن را در کام تلخ ذایقه زیستنمان می پراکند، رایحه ای از گلستان همیشه سبز (ان الی ربک المنتهی) ست.

بیا و ببین هزار پنجره نجیب زمینی از عطر آسمانی ات سرشار شده  اند!

ای مهربان تر از ما به ما!

تو می آیی و «لیله القدر» نگاهت، روزهای سیاهمان را روشنی خواهد بخشید.

عطر تسبیح و دعا و نماز از جانماز وجودمان بال خواهد گشود.

قرآن بزرگ، بر جاری  لحظه های زندگی ما به تبسمی شیرین، خواهد نشست و بهاری مانا از برهوت باورمان، سربرخواهد آورد.آه، ای ماه خوب خدا، رمضان!


منتشر شده توسط گروه خبری فارمنا در تاریخ ۱۳۸۸ چهارشنبه ۴ شهريور
نسخه چاپی

نظرات


تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نظر شما

نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: