استاد دانشگاه صنعتی اصفهان گفت: سهم نیروی انسانی فرهیخته در توسعه کشور کمتر از نصف میانگین جهانی است و متأسفانه این نسبت در بخش کشاورزی (شامل کشاورزان و دانش آموختگان) بسیار اسفبار است.
به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، علی آهون منش در نشست کشاورزی و منابع طبیعی در گرگان افزود: این درحالیست که در پایان برنامه پنجساله چهارم، سهم دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری باید به حدود 30 درصد از کل دانشجویان می رسید که با چنین هدفی فاصله فراوان داریم.
هرم نیروی انسانی شاغل در بخش کشاورزی باید اصلاح شود
وی به پاره ای از الزامات آموزش کشاورزی اشاره کرد و اظهار داشت: پیشرفتهای سریع در تکنولوژیهای نوین حوزه کشاورزی، ضرورت بازنگری و بهره برداری از ابزارها و ماشین آلات جدید را الزام آور می کند و کارشناسیهای اولیه نشان می دهد که اگر قرار باشد هرم نیروی انسانی شاغل در بخش کشاورزی اصلاح شود باید حدود 50درصد شاغلان در بخش کشاورزی را کارگران نیمه ماهر و 50 درصد بقیه را کارگران ماهرو تحصیل کرده های دانشگاهی تشکیل دهند.
وی خاطرنشان کرد: اگر بپذیریم حداقل 20درصد آنها تکنیسین باشند به آموزش تعداد حدود 500 هزار نفر در طول چند برنامه نیاز داریم، یعنی به طور متوسط سالانه 25 هزار نفر نیاز به آموزش دارند که در حال حاضر کل پذیرش تکنیسین در این بخش از شش هزار نفر تجاوز نمی کند، که تا وضع مطلوب فاصله زیادی داریم.
به گزارش گروه خبری فارمنا و به نقل از مهر آهون منش، بیان داشت: مشکل بزرگتر آنجاست که تکنسینهای دانش آموخته بخش کشاورزی، به دلیل تفاوت جایگاه اجتماعی و درآمدهایشان بلافاصله عازم تحصیل در مرحله بعدی (مهندسی کشاورزی) می شوند و حاضر به ماندگاری در مرحله تکنسینی نیستند.
این استاد دانشگاه افزود: آموزشهای "کاردانش" و "علمی ـ کاربردی" در بخش کشاورزی (تربیت تکنسین) میتوانند و باید نقش بسیار مهمی را در رفع نقیصه بیسوادی و کمسوادی کشاورزان، در طی دو برنامه برنامه بر عهده گیرد به این صورت که فرزندان آنان را زیر چتر حمایتی آموزشهای کشاورزی بگیرد و آنان را بعنوان تکنسین های مورد نیاز بخش کشاورزی تربیت نماید.
وی به وضعیت آموزشهای کشاورزی کشور(در مقطع متوسطه)پرداخت و گفت: تنها 13 درصد از کشاورز زادهها در مقطع متوسطه، رشتههای فنیحرفهای و کاردانش تحصیل میکنند در حالیکه 62 درصد کشاورز زادهها در این مقطع، در رشته علوم انسانی مشغول به تحصیل بوده واز این افراد تنها یک درصد از دانشآموزان مقطع متوسطه کشور در رشتههای کشاورزی تحصیل میکنند.
به گزارش گروه خبری فارمنا و به نقل از مهر استاد دانشگاه صنعتی اصفهان بیان داشت: وزارت جهاد کشاورزی یا هر سازمان یا ارگانی که مسئول آموزش کشاورزان می شود باید هم برای مراکز رایگان و پیشرفته آموزش کشاورزی (با وسایل به روز شده) برنامه ریزی کرد و هم با ارائه یارانه به دانش آموزان داوطلب تحصیل در رشته های کشاورزی آنان را تشویق نماید که به آموزش های کشاورزی روی خوش نشان دهند.
رشد کیفی و کمی آموزش عالی در ایران متناسب نیست
آهون منش تاکید کرد: رشد کیفی آموزش عالی در ایران متناسب با رشد کمی آن نبوده و رشد جمعیت دانشجویی با رشد "شاخص های کیفی در آموزش عالی" همراه نبوده است. به همین دلیل (افزایش کمی بی رویه) نه تنها موجبات حل شدن مشکلات مملکت را فراهم ننموده، بلکه بدون تردید بر مشکلات آن نیز افزوده است.
وی با اشاره به تأثیر دارایی بر توانایی گفت: بدون شک انسان در قلمرو چالشهای نوین بیش از هرچیز به "آگاهی" نیازمند است اما برخورداری از فرصت و امکان"آگاه شدن" نیازمند دارایی است.
وی دو شاخص "کمی" و "کیفی" را موردارزیابی قرار دادوگفت: پیوند محیط های آموزشی با واقعیتهای جامعه، یک ضرورت مطلق است و در اروپا و آمریکا پیدایش دانشگاهها، محصول شرایط و نیازهای ملی بودهاند و بر اساس نیازهای جامعه شکل گرفته اند.
وی افزود: این دانشگاهها دو خصیصه مهم داشتند، یکی"استقلال "و دیگری "پاسخگویی"، اما دانشگاهها در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه عمدتا تابع الگوهای مبدا خود بودهاند و از دو خصیصه مهم ( استقلال و پاسخگویی) بی بهره بودهاند.
به گزارش گروه خبری فارمنا و به نقل از مهر استاد دانشگاه صنعتی اصفهان خاطرنشان کرد: اغلب اساتید ما در بازگشت به کشور خویش، از انطباق شرایط محل تحصیل و محیط کار جدید باز میمانند، زیرا محل کار جدید، اغلب دچار عقبماندگیهای اقتصادی و اجتماعی است و نمیتواند شرایط کار و تحقیق آنان را فراهم آورد و نیز آموزشهای پیشرفتهای که دیدهاند اغلب با شرایط کار جدید تطابق ندارد، لذا با سرخوردگی، عدم شکوفایی خلاقیتها و مهاجرت و فرار مغزها توام می شوند که اگر به آنها توجه لازم نشود و مجبور به ماندن شوند، اغلب به آموزش صرف آموختههای خود مشغول میشوند و تلاشی در جهت تطبیق آموختهها با موقعیتهای بومی بعمل نیاورده و از اولویتهای جوامع محلی خود بی خبر میمانند.
وی افزود: در نتیجه، اساتید ما یافتهها و ساختارهای دانشگاهی که از آن الگو گرفته بودهاند را دست نخورده و به صورت مستقیم انتقال می دهند، به بومی سازی فناوریهای وارداتی توجه نمی نمایند به شرایط بومی و منطقهای خود توجه ننموده و با آن گسستگی دارند، به نیازهای جوامع خود و حرکت در جهت رفع این نیازها قدم برنمی دارند، لذا الگو پذیری مطلق و عدم استقلال (در ایفای نقش مفید)، موجب شده دانشگاههای ما در توسعه ملی کشور، نقش مؤثری نداشته باشند.
آهون منش خاطرنشان کرد: آموزشهای کلاسیک کشاورزی از سال 1256 هجری شمسی با افتتاح مدرسه فلاحت شروع شد که بعد به مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی تغییر نام داد، این مدرسه عالی در سال 1319 " دانشکده کشاورزی " نامیده شد و سرانجام در سال 1324 هجری شمسی به دانشگاه تهران ضمیمه شد.
به گزارش گروه خبری فارمنا و به نقل از مهر دکتر آهون منش به مقایسه وضعیت "جنس" پذیرفته شدگان (دولتی) در رشته های مختلف کشاورزی اشاره و اضافه کرد: آموزش رایگان و عدالت اجتماعی شعارهای معروف انقلاب اسلامی بوده که همواره در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب مورد توجه بودهاند.
وی یادآورشد: بر اساس برنامه های پیش بینی شده، در پایان برنامه پنجساله چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی (در سال 1388) باید 30 درصد از مردم کشور ما به آموزش عالی دست یافته باشند که اکنون عقب مانده ایم.
وی عنوان کرد: مقایسه دانش آموختگان عالی در کشورهای توسعه یافته (با میانگینی حدود پنجاه درصد از کل جمعیت) و ایران با میانگینی حدود 23 درصد از کل جمعیت نشان می دهد که فاصله زیادی در این بخش داریم.